حس مي كنم در مرقدت عطر دعا را

عطر توسلهاي در باران رها را

غرق اجابت ميشود دست نيازش

هر كس كه ميخواند در این مرقد خدا را

اي مظهر رأفت براي تو چه سخت است

خالي ببيني دست محتاج  و گدا را

آهم كبوتر ميشود تا گنبد تو

مي آورد فریادهاي یا رضا را

آئينه هاي لطف تو تكثير كردند

در چشمه دل اشك هاي بي صدا را

آقا كنار پنجره فولادت آخر

مي گيرم از دستت برات كربلا را

اي زائران اینجا دخيل غم ببندید

بر آستانش ندبه ی (آقا بيا) را

پائين پاي تو غباري مي سراید

شعر كرامات نگاه كيميا را

                                             يوسف رحیمى